یک روز با من و سهند:
(البته ما با هم هنوز یعنی سهند با من هنوز قهره)
صبح ساعت 6:30
دیریر ریریریرینگ ... موبایل منه!
نگاه به صفحه گوشی و عکس سهند
جواب دادم:اخه چه مرگته سرصبی زنگ زدی؟
سهند با صدایی که نگرانی توش موج میزد: سپنتا پاشو بیا سرکوچتون
- چه خبره؟حلوا خیرات میکنن؟؟؟
- پاشو بیا ..من ...من... باموتور داشتم میومدم طرف خونتون زدم به یکی داره ازش خون میره
زنگ زدم اورژانس هنوز نرسیده
بیا دیگه
تماس تمام شد و من نفهمیدم چی پوشیدم , بدو بدو رفتم سر کوچه
خبری نبود, فکر کردم شاید اونطرف دیگه کوچه باشه اینقد دویدم که زود برسم طرف دیگه کوچه که به نفس نفس افتاده بودم
اینطرف کوچه هم خبری نبود
فکر کردم دیررسیدم و امبولانس اومده بردش
زنگ زدم به سهند.....بوق....بوق....
- کجایی سهند؟ نرسیدم بهت, کدوم بیمارستان داری میری؟
- من؟ هتل!تو کجایی؟؟؟
- هتل؟؟؟؟؟؟؟
- پ ن پ ! نکنه باورت شد که سرکوچتونم؟؟؟؟ من که مسافرتم یادت رفته؟ نکنه راه افتادی اومدی سرکوچه؟
- گمشو عوضی روانی, من داشتم سکته میکردم احمق
- عیب نداره یادت میره
- خفه شو, دیگه نشنوم صداتو
- سپنتا جان سهند, مرگ سهند بگو چی تنته؟
- به توچه
- بگو دیگه
( تازه نگاهی به خودم انداختم یک لنگ دمپایی از پدرم بود و یک لنگ دیگش از خودم
)
- خدا ازت نگذره سهند بای
- الو الووووو
تماس فرت
منم مجبور شدم بدو بدو برگردم خونه کسی منو اونجوری نبینه
اینم یکی از اذیتای سهند
هرچند که هرچیزی تلافی داره ولی این بار با این کارش منو سکته داد
امضا: سپنتا بی اعصاب
نظرات شما عزیزان:
.gif)
.gif)
.gif)
.gif)
.gif)
.gif)
.gif)
.gif)
.gif)
.gif)
.gif)
.gif)
.gif)
.gif)
.gif)
پاسخ:اینم روزگار ماس دیگه
.gif)
پاسخ:خیر سرش رفیق فابریکمه

.gif)
.gif)
.gif)
.gif)
.gif)
.gif)
ولی قانونش همینه که رفیق باید خـُل باشه
.gif)
پاسخ: !!! به افتخار رفیقتون

ولی خدایی من جرات ندارم کسیو اینجوری سر کار بذارم!!!
.gif)
پاسخ:سهند بیشعور تر از این حرفاس میدونه استرس واس من خوب نیست بازم گاهی با کاراش کلافم میکنه
پاسخ:من صدام در نمیاد وگرنه ما مث موش و گربه ایم همش تو سر و کله هم میزنیم!
.gif)
پاسخ:دوست جالب که مث بچها قهر میکنه کله پوک فعلا که با من حرف نمیزنه منم دیگه نمیرم منت کشی
لايك سهند.سپنتا
.gif)
.gif)
.gif)
پاسخ:والا زندگی من و سهند همش همینه
پاسخ:ممنون مریم خانوم